معرفی و نقد انیمه Frieren: Beyond Journey's End - فصل اول

فریرن یکی از جالب انگیزناک ترین انیمه های بشره
بعد همتون دیده بودینش یکی تون نیومد یه نقدی ازش بذاره ؟ -__- بچه هاااا؟ من لاک پشتی میبینیم شماها کارو دست بگیرید دیگه :(
حاجی فریرن! این چرا این قدر عجب چیز خفنیه ؟ ینی من شنیده بودم کاربر های اینستا هی سرو کله هم میزدن که فریرن بهترین انیمس و فلان و اینا ولی انتظار اینو نداشتم. تنها پیش فرضی که داشتم اینکه انیمه ایه که دنبال فایت و داستان معمولی نیست و عمیقه اما وقتی دیدمش گفتم واو :/ فقط واو
حقیقتا لذت بخشه
اما فریرن چیست؟

نام: Frieren: Beyond Journey's End - 葬そう送そうのフリーレン - فریرن فراتر از پایان سفر
استودیو سازنده: مدهاوس
کارگردان: کیچیرو سایتو
مانگاکا: کانههیتو یامادا
طراح: تسوکاسا آبه
تاریخ انتشار: ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۳ - همچنان ادامه داره
فصل: 2 فصل - فصل اوز 28 قسمت و فصل دوم 10 قسمت.
به صورت معرفی بگم که فریرن انیمه ای در ژانر ماجراجویی، فانتزی، فلسفی، درام سینن هستش که داستان یک الف رو دنبال میکنه. الفی جادوگر به نام فریرن که ماجراجویی حماسی رو در قاره بزرگ جهان به اتمام میرسونه اون شیطان بزرگ رو با دوستاش شکست میده و برمیگردن به محل شروع ماجراجوییشون.
داستان تازه ازینجا شروع میشه!
فریرن بعد ازین ماجراجویی احساس میکنه نتونسته دوستاشو بشناسه، هیچی ازین سفر براش قابل درک نبوده. اون الفی با عمر خیییلی طولانیه و پشیمون میشه که چرا تو این سفر 10 ساله نتونست اونطور که باید این سفر رو بفهمه، برای اون این ده سال عین ده ماه گذشت، دوستاش همه پیر شدن و آخر عمری تصمیم گرفتن بهش این فرصت رو بدن که دوباره بتونه اونارو بشناسه. داستان انیمه سفر دوباره فریرن با یادگاران ماجراجویان بزرگ قدیم رو روایت میکنه که اینبار نه برای شکست شیطان بلکه برای یه ملاقات دوستانه در آخر دنیا یا جهان مردگان پا به ماجراجویی میذارن ":)
از الان بگم این انیمه مثل اتک یا ناروتو درباره انتقام و جنگ و فایت حماسی یا مفاهیم جاه طلبانه نیست یه جورایی درباره انسان شناسی و جهان بینیه، اگه دنبال آرامش و سفر هستید ببینید.
ادامه مطلب نظر خودمو دربارش نوشتم و کم اسپویله ":) گمون نکنم اسپویل فریرن خیلی حس اسپویل شدگی بده 🤔
فریرن از جایی که شروع میشه که باقی انیمه ها تموم میشن و این خودش یه وجه تمایز سنگین با بقیس. آخه کی میاد داستانش رو از آخر داستان شروع کنه؟ غول مرحله آخر مرد و همه به خوبی خوشی زندگی کردن بعد تازه قصه شروع میشه؟
این است جادوی فریرن ":)
همون اول میفهمید که اون قصه کلیشه ای شکست بدی از نیکی اینجا مطرح نیست و ما قراره یه چیز جدید ببینیم. قصه ای که حول خود سفر میچرخه نه مقصد سفر.
فریرن الفی با طول عمر بیش از هزار ساله و انسان ها چی؟ نهایتا 70 سال عمر کنن بعدش پیر پاتال میشن میمیرن. حالا این تضاد رو اینقدر جالب روایت میکنه که باعث میشه خیلی درک مفتاوتی از انسان داشته باشیم و بفهمیم انسان چیست و چه میکند. نویسندگان ازین تضاد بین طول عمر و مسئله گذر زمان برای یک الف و انسان ها خیلی برای تعریف رفتار انسان ها استفاده میکنن. چرا انسان ها پیرو مذاهب میشن؟ چرا به هم کمک میکنن؟ چرا عاشق میشن؟ و کلی چرای دیگه تو داستان به زیبا ترین شکل روایت میشن...
انسان ها با زندگی کوتاهشون چقدر متفاوت به دنیا نگاه میکنن تا الف ها با عمر خیلی بلندشون...

فریرن در کنار انسان شناسی که تو سفرش به سمت پایان جهان روایت میشه تمرکز زیادی روی شخصیت پردازی، جهان سازی و روایت تاریخ دنیای خودش داره. شما گروهی رو میبینید که دارن به سمت مقصد نامعلومی میرن، حتی نمیدونن وجود داره یا نه اما مهم این نیست، مهم خود سفره!
این پدر مادرای بی حوصله رو دیدین که هی میخوان تو مسافرت برسن به مقصد و از مسیر لذت نمیبرن؟ فریرن همون مسیره! درواقع هدف داستان این مسیره نه خود مقصد.
مثل زندگی ماست.
مقصد معلومه اما چطوری رسیدنشه که سرنوشت مارو میسازه! وگرنه غنی و فقیر تو یه قبر میخوابن
جهان انیمه یک دنیای کاملا متفاوت و فانتزیه جایی که گونه های مختلف مثل انسان ها، دورف ها، الف ها، شیاطین و اژدها های مختلف کنار هم زندگی میکنن، چیزی که از یه دنیای فانتزی انتظار داریم، مثال معروفش دیگه ارباب حلقه هاست.
در این جهان جادوگر ها و کلا مفهوم جادو به عنوان یک نوع دانش الهی شناخته میشه که ابتدا بین مردم منفور بوده و هنوزم هم شرافتمندانه نیست. خدای جهان الهه خوانده میشه که منشا جادوی الهی هستش، جادویی که در تضاد جادوی شیاطین قرار داره و شاید بگید فریرن چی حساب میشه این وسط؟
هیچی :/
جادوی انسان ها چیزی وسط این دوتا جبهس و حالا نکته جالبش اینکه کشیش ها هم جادوگرن و کلا درمان مبتنی بر جادو انجام میشه، نه تنها درمان بلکه تکنولوژی روشنایی، عکاسی و خیلی چیزای دیگه مبتنی بر این ویژگی هستن اما نه به اون صورت که ابر شهر های مختلف با جادو بسازن بلکه خیلی با ظرافت نشون میده که وضعیت هر شهر و روستایی متفاوته.
غیر از جادوگر ما مبارز، اکتشاف کننده و چیزای دیگه داریم بعد همه اینا سطح بندی دارن مثلا جادوگر سلطنتی با جادوگر کاشف با کشیش فرق دارن! اگه یه بازی نقش آفرینی بازی کرده باشید خیلی درک میکنید چی میگم ^_^
تمرکز فصل اول بیشتر روی جادوگر ها، کاراکتر فرن و تاریخ جادو بود تا اشتارک و قسمت مبارزانش

چیزی که من خیلی تو فریرن ازش خوشم اومد سیستم قدرت یا power system خیلی دقیقش بود. حالا چون جادوگریه نمیشه عین جوجوتسو کایسن زارتی گسترش قلمرو بزنی و هر سری یه مثال نقض بیاری گند بزنی به کل تصورات بیننده -.- فریرن به طرز خیلی خفنی بین قدرت های جادویی، سطوح مختلف جادو، کاراکتر جادوگر ها و تاریخ جادو در جهانش دقیق عمل میکنه. اینو میشه تو اپیزود های نبرد جادوگران کاملا دید که چقدر استراتژی میچینن و زارتی با قدرت دوستی پیروز نمیشن.
بازم تو مبارزات هم مثل اپیزود های انسان شناسی ما تفاوت نگاه فریرن جنتی رو با انسان ها میفهمیم جایی که نشون میده تکنیک های قدیمی با جدیدیا فرقشون چیه و اگه شما رو یه چیز قدیمی خیلی تمرین کنید سطحتون چقدر بالا میره حتی اگه قدیمی باشه!
تو قسمت های پایانی فصل اول به خوبی میشه این پاور سیستم و استراتیژی چیدن هارو درک کرد.
مثلا فکر میکنید خب، چون فریرن خیلی خفنه دیگه تمومه ولی زهی خیال باطل ":) همچینم بی درو پیکر نیست اوضاع
شخصیت پردازی کاراکتر ها تو فریرن بسیار درسته. در طول سفر ما متوجه تغییر و تحول خود شخصیت اصلی میشیم، جایی به سفر قبلیش فلش بک میزنه و از طریق این یاد آوری متوجه میشه اتفاقی که الان داره میافته معنیش چیه. همراهان فریرن که به نوعی شاگردان همراهان قبلیش هستن این فرصت رو بهش میدن که اون مفهوم عشق ورزیدن، زندگی کردن، دوستی و خیلی چیزای دیگه رو بفهمه. در کنار اینا خودشونم رشد میکنن.
کلا یه چیزی که توش خیلی بهم حس خوبی داد این بود که به کوچک ترین چیزای همدیگه اهمیت میدن. اون جاش که برای هم تولد میگیرن، هر کدورتی پیش میاد سریع دنبال حل مشکل میگردن یا همین دعوای گوگولی شون اینقد نمک زندگیه ":)
دقیقا یه نقطه قوت بزرگ فریرن همینه، انیمه های عمیق و فلسفی معمولا تو لحن خشکشون گیر میکنن مثل انیمه موشی شی. زیادی خشک و سرد میشن اما فریرن خیلی بامزس! حس زندگی میده! میدونم تاحالا زیاد گفتم یه چیزی حس زندگی میده و هنوزم نمیدونم چطوری توصیفش کنم -_-
حس زندگی یعنی اون آرامش و صفایی که از فضای داستان و شخصیت ها میگیرید. فضای داستان مثبته و همه هوای همدیگه رو دارن.
اون صحنه هایی که سر همدیگه رو ناز میکنن یا از هم عصبانی میشن یه جور باحالیه، انگار فریرن میاد ساده ترین خوشی های زندگی رو خیلی برجسته نشون میده چون برای خود شخصیت فریرن اینطوریه و میخوان که مام حس کنیم. همونطور که ریتم آروم داستان هم هدفش همینه.



رابطه بین این سه تا که گاهی چهار تا هم میشن خیلی باحال و لذت بخشه. فرن دختری بالغ و سرد اخلاق که هوای فریرن سر به هوا و بی نظم رو هم داره، استعداد جادوگریش بسیار است اما اونجاش که میگه " من ازین سفر خوشم میاد چون فریرن خوشحاله خیلی احساس برانگیز بود ":) در مقابل اشتارک یا استارک رو داریم که به ترس هاش غلبه میکنه و با اینکه از نظر سنی هم سن فرنه ولی اون تفاوت رفتار هارو ببینید میفهمید چرا دختر پسرای هم سن متفاوتن. اشتارک میخواد بعد این سفر داستان رو برای هایتر یعنی استادش تعریف کنه. کلا الان که دقت میکنم کمتر به اشتارک پرداختن و فرن بیشتر مرکز توجه بود.
دنیاسازی فریرن و جهانش واقعا کار شده و حرفه ایه "::) از روستا ها و شهر ها و معانی اسم ها و شخصیت ها بگیر تا اسطوره شناسی دنیای فریرن. وقتی انیمه رو ببینید متوجه میشید که هی میگه اینقدر سال بعد از مرگ قهرمان هیمل
با خودتون میگید چرا هی میگن قهرمان هیمل، مگه بقیه کشک بودن و تا انتهای فصل اول که تماشا کنید متوجه میشید باووو هیمل اصن موتور محرک داستان بوده! تمام هدف فریرن اینکه بفهمه باور های قهرمان هیمل چی بودن و چه اثری روش گذاشتن ":) نه تنها روی فریرن بلکه وقتی میفهمید هیمل دنیای بعد از خودشو چقدر تغییر داده متوجه میشید هر کار کوچیک مثل همین نوشتن خودمون و این قصرانیمه چه ها که نمیکند ":)
حالا هیمل خیلی قدیمی نیست یه سری اساطیر قدیمی ترم هستن که باز اونام اثر خودشونو گذاشتن که یادبودشونو تو انیمه دیدیم.
جدا از گروه قهرمان که تبدیل به منبع الهام مردم جهان شدن میتونید تاریخ نگاری شون رو ببینید مخصوصا اون قسمتاش که فریرن رسما همه این تاریخ هارو دیده و یادشه بعد مردم چقدر متفاوت برداشت کردن یا حتی تحریفش کردن هم جالبه.
حالا یه سری چیزا هستن که مال دوران قبل فریرن هستن و اونا دیگه چقدر جالب ترن
اون قسمتی که فریرن و اون یکی الف مسن تر به هم میرن و با همدیگه میگن هم رو نمیشناسن! دوتا اسطوره تاریخی هستن ولی اصن از همدیگه خبر ندارن خیلی صحنه جالبی بود. قشنگ میشه فهمید طول عمر خیلی خیلی زیاد چقدر دید آدم رو عوض میکنه به زندگی، درحالی که انسان ها تقلا میکنن خودشونو در تاریخ ماندگار کنن و پیوسته درگیر ساختن یادبود هستن، طوری که از فراموش شدن وحشت دارن اما الف ها هیچی به هیچی، راحت چند قرن به بطالت میگذرونن. چند قرنننن!!
اونجاش که فریرن با زیریه، الف دیگه ای درباره استاد انسانش، فلامه صحبت میکنن و میگه که چقدر برای انجام امور عجله داشت و انگار چیزی به دنبالش بود، اون چیز همون مرگه ":) حالا جالبه فریرن در بین الف ها نوجوون یا جووون خام حساب میشه با توجه به نوع شخصیتش و برخوردی که با اون یکی الف مسن تر داشته اینو حس کردم.
شخصیت ها هم تو این دنیا مثل مسافر میمونن شما میتونید ببینید هر کدوم از کجا میان، به کجا میرن و چه جاهایی به همدیگه میرسن و دوباره از هم جدا میشن. این ملاقات و تغییر تحول های مختلف تو کاراکتر ها و جهان فریرن نشون میده دنیاش زندست.
نمیدونم ولی من خیلی حس ویچر 3 ازش میگیرم. مخصوصا اون قسمت هایی که میرن سراغ دانجن ها و مقبره ها یا تو شهر ها میچرخن و کمک بقیه میکنن.
اما نکته شگرف دیگر کیفیت بالای خود انیمست! مدهاوس یکی از کلفت ترین و خوف ترین استودیو های ژاپنه که اصن سطحش با ماپا فرق داره. شما یه انیمه درام دارید که به نظر انیمیشن چندانی نداره بخصوص اینکه بیشتر پلان هاش کاراکتر ها دارن راه میرن فقط ولی وقتی میرسه به اکشن واقعا کم نمیذاره بخصوص قسمت مبارزه فریرن با بدل خودش تو آرک پایانی فصل اول که دیگه اوج دقت تو طراحی هر فریم رو میتونید ببینید. الله ناموسی خفنه
کیفیت و جشنواره رنگ و نور رو ببین فقط!
تنها نکته ای که زیاد باهاش حال نکردم لباس شخصیت ها تو آرک آزمون جادوگری بود. لباس فریرن، فرن و اشتارک منطقیه. حتی لباس گروه قهرمان ها و باقی شخصیت ها هم همینطور اما لباس جادوگر های داوطلب تو آرک آزمون خیلی عجیب بود.
باو ناموسا این تیپ ها فانتزی نبودن اینا مال یه کار دیگن :/ آقای طراح ! کاملا مشخصه یه چیزای ناشایستی طراحی میکردی اینارو ساختی -.-
ببین درک میکنم زیریو لباس کم بپوشه اون به هرحال گنده لات جهان فریرنه و از فریرن عمرش طولانی تره! ولی شرکت کننده ها ؟! حاجی اینا لباس چیز دیگه ایه -.- اصن به جهان انیمه نمیخوردن خیلی تو ذوق میزدن.

در نهایت فریرن یکی از بهترین انیمه های دنیاست واقعا :/ چی بگم. اصن ایراد خیلی سخت میشه بهش گرفت. داستان و جهان سازیش خیلی دقیقه، پاور سیستم خیلی منطقی داره (باتوجه به منطق داستانش نه واقعیت) خیلی فان و بامزس! درعین حال خیلی خشن هم میشه و تعادل بین این دوتا رو شما ببین چطوری حفظ کردن. خیلی مفهومیه مخصوصا دیالوگ هاش و شخصیت پردازی ناموسی داره در کنارش گرافیک باحالیم داره مخصوصا تو مبارزات و غذا خوردن.
دلم استیک خواست واقعا
فصل اول فریرن به معرفی کاملی از شخصیت ها، دنیای داستان، یه مقدار اساطیر، هدف و مفهوم روایتش پرداخت و تازه از فصل دوم ما وارد ماجراجویی گروهمون به قسمت های خطرناک جهان میشیم!